پاییز فصل دلدادگی

باز هم پاییز اومد برای من که متولد پاییزم این فصل مثل بهار می‌مونه و اول مهر انگار روز تحویل ساله یه شعف خاصی وجودم رو فرا می‌گیره حس تازگی و نو شدن دارم فکر می‌کنم باید همه چی تغییر کنه شاید باورتون نشه اما من بیشتر تو این ماه خونه تکونی می‌کنم انقدر فضاشو دوست دارم که حس می‌کنم خوابام تعبیر می‌شه دنیا زیبا تر می‌شه و من یه آدم دیگه می‌شم ...

پاییز فصل دلدادگیه انگار عاشق می‌شی نگاهت فرق می‌کنه.. دوست دارم مثل بچه‌ مدرسه‌ایها ذوق کنم از عطر کتابهای سال جدید، و دلشوره بگیرم برای گرفتن دفتر و لوازم تحریر ... دوست دارم ساعتها توی هوای زیبا و شاعرانه پاییز تنهایی قدم بزنم مخصوصاً روی برگها پا بذارم تا صداشون در بیاد بعد نگاهشون کنم و بهشون لبخند بزنم ... دوست دارم ساعتها تنها باشم با خودم خلوت کنم و فکرهای جدیدم رو عملی کنم دوست دارم هزار تا نقشه جدید برای سال نو بکشم ...

امسال دخترای گلم رو آماده مدرسه رفتن کردم اضطراب سال جدید و تو نگاهشون می‌خونم نگار می‌گه مامان دعا کن امسال تو کلاس سارا باشم، وای مامان اگه سرگروه شدم چی کار کنم، مامان مانتومو درست نکردیا ! مامان اگه جوشهای صورتم خوب نشد چی؟؟؟!!! و من عاشقانه براش دعا می‌کنم که اوضاع برای موفقیتهاش جور جور باشه ... نیکی اما وضعش فرق می‌کنه : مامان روز اول خودت منو میبری که؟؟ مامان بیا با خانوممون صحبت کن ! اگه بهمون دیکته گفتن چی؟؟ مامان دفتر بخر دیگه روز اول باید درسامو بنویسم و هر چی می‌گم مامان باید بگن چی بخرم بعد میریم می‌خریم تو گوشش نمیره و من غصه می‌خورم که دخترم دلشوره داره و فقط دوست دارم آرومش کنم اما خودمم نگرانم... تو دلم بدجوری آشوب شده ...

خدایا برای همه دلشوره‌هام از تو آرامش می‌خوام

خدایا نگارم رو موفق کن   خدایا نیکی رو آروم کن خدایا ازت خوبی می‌خوام چیزی که فقط تو ذات تو پیدا می‌شه کمکم کن!  آمین یا رب العالمین

/ 3 نظر / 10 بازدید
pouya

فضاي رايگان و نامحدود، براي آپلود عکس هاي شما دوست عزيز http://upload.parsibanner.ir/

آیناز

نه هوا ابریست نه باران می بارد پس بهانه ی دلم برای ابنهمه سنگیینی چیست[ناراحت] نگارجان فکر کنم به خاطر پاییزه, پاییزه غم انگیز من این فصل را دوست ندارم چون انقدر غم دارم که پاییز فقط چندبرابرش می کند شایدم چون همه ی اتفاقات بد من همه ی خاطرات تلخ من در فصل پاییز رخ داده اند از من دلگیر مشو پاییز را دوست ندارم[بازنده]

عاطفه

خواهر خوشگلم . منم متولد پاییزم . اما نمیدونم چرا اصلا پاییز رو دوست ندارم . از هواش دلم میگیره . دلشوره های نگارو نیکی هم که طبیعیه . مگه خودمون اونروزا دلشوره نداشتیم . قربونشون برم که میرن مدرسه و انقدر بزرگ شدن که به این مسایل فکر میکنن. راستی خوشبحالت ، چه لذتی میبری از اینکه مامانشونی . ایشالله منم این روزای طلایی رو ببینم[قلب]